برخی والدین که به زعم خودشان احساس میکنند در بسیاری از حوزه های تربیت فرزندان، اخلاق و ادب کوشا بوده اند اما اینک در مواجهه با تربیت فرزندان خود می بینند که به نتیجه ی مطلوب نرسیده اند سوالی را مطرح می کنند که یک سوال اساسی و چالش برانگیز در برابر ما ایجاد می کند آنان معمولا چنین عباراتی را به کار می برند
ما که این همه در احترام گذاشتن به پدر و مادرمان کوشا بودیم پس چرا فرزندمان به ما احترام نمی گذارد

– ای بابا من یادم نمیاد صدامو جلوی پدرم بلندکرده باشم ولی بچه من انگار نه انگار

– من از اول بلوغ دخترم احکام حجاب رو براش کامل توضیح دادم خودم هم که اهل رعایت هستم اما اونجوری که دلم میخواد دختر دانشجوی من تن به حجاب نمی دهد.

پس چرا بچه های ما همونی که ما هستیم نمیشن؟ نخواستیم که بچه هامون در ادب و تربیت از ما بهتر بشن … پس چرا حداقل مثل خودمون نمیشن … مگه شما نگفتین بچه‌هایتان آن چیزی نمی شوند که شما می خواهید،بلکه همانی می شوند که شما هستید آقا ما راضی هستیم به این که لااقل در حد خود ما تربیتشون خوب باشه

به عبارتی چرا در زمان و عصر کنونی فرزندان ما در برخی عرصه ها ی تربیت نه تنها از والدین خود پیشی نگرفته اند بلکه از همان تربیت مبتنی بر اعتقادات پدر ومادر خود هم فاصله گرفته اند و به عبارتی عقب گرد داشته اند.راستی فکر می کنید علت چیست؟ چرا بچه های ما در بعضی ویژگی های تربیتی حتی همانی که ما هستیم هم نشدند؟

سوال بالا پاسخ های مختلفی دارد یکی از مهمترین دلایل در این که چرا فرزندان ما در عرصه ی تربیت مسیر کاملا متفاوت و گاه متناقضی از آموخته های والدین رو در پیش می گیرند این است که متاسفانه امروزه میزان اثرگذاری والدین در تربیت فرزندان کم رنگ گشته است. در روزگار نوین یک رقیب جدی در عرصه تربیت برای پدران و مادران ایجاد شده است، این رقیب که اصطلاحا از آن به عنوان ه‍ووی تربیتی خانواده یاد می کنم رسانه است که با سرعت و قدرت هر چه بیشتر در حال فتح سنگر های تربیتی خانواده است.

امروزه کودکان و نوجوانان ساعات زیادی از اوقات فراغت شان را صرف استفاده از رسانه در شکل های مختلف آن می کنند پس کاملا طبیعی است که از اثرات مفید یا مخرب آن هم متاثر شوندبنابراین میتوان چنین گفت که در دنیایی که بخش زیادی از تربیت فرزندان ما از گردن عوامل سنتی تربیت برداشته شده و عامل قدرتمند رسانه جای آنها را اشغال کرده طبیعی است که این رسانه دیدگاه ها، اعتقادات و رفتارهای خود را هم دیکته می کند و در نتیجه فرزندان ما نه آنچه می خواهیم می شوند و نه همانی که هستیم . بلکه آنی میشوند که رسانه میخواهد !

راهکار های کاهش آسیب های فضای مجازی

– اولین توصیه گسترش روابط اجتماعی وتقویت این روابط با شیوه های مختلف (بر گزاری جلسات، حل مسائل بدون وجود موبایل،خاموشی موبایل درمهمانی ها و صحبت رودرو و حضوری و….) است

– توصیه دیگر آموزش های لازم به خانواده و جوانان به خصوص آشنایی بیشتر والدین به این فضاها وکنار گذاشتن ارتباطات سنتی، راهنمایی و صحبت با فرزندان درخصوص استفاده بهینه ازشبکه ها مجازی و برقراری ارتباط محکم و استواروصمیمی با فرزندان

– تقویت باورهای دینی واعتقادی خود دربین خانواده،با پررنگ شدن این باورها بچه ها کمتردرمعرض آسیب های فضای اینترنت قرارمی گیرند

– قراردادان رایانه خانوادگی درمحلی که برای همه قابل مشاهده ودردسترس باشد

– یک ساعت مختص اینترنت و بازی های رایانه ای برای کودکان درطول شبانه روز است که والدین خودشان بازی های رایانه ای را برای کودکان انتخاب کنند.

– بازی های رایانه خشن عاملی مهم درافزایش میزان خشونت کودکان است تا جایی که امکان دارد از انتخاب این بازی ها پیشگیری کرده وانتخاب برنامه ها متناسب با سن و مورد علاقه فرزندان باشد

– پر کردن اوقات فراغت فرزندان با ورزش، مهارت آموزی و …. و دوری از ایجاد فرصت بیکاری برای آنان، دراین صورت دانش آموزان تا پایان تحصیلات عمومی حداقل سه مهارت شغلی رامی آموزند و همین امرموجب شده تا درآینده بیکار نشوند

– سرمایه گذاری برای اشتغال کودکان درآینده که لازمه تحققق این امرکسب مهارت ها در زمان اوقات فراغت است

– آموزش آسیب ها وتهدید های فضای مجازی به فرزندان برای کمک به استفاده ایمن از اینترنت است تا آنها اطلاعات شخصی خود وخانواده را دراختیاردیگران قرارندهند.

– شناخت والدین ازعلایم اینترنتی مثل کاهش روابط اجتماعی،عصبانیت و پرخاشگری در زمان قطع اتصال به اینترنت، افت تحصیلی، اختلال درخواب، رفتن به سراغ اینترنت درمواقع تنهایی،عدم تمایل به بیرون رفتن ازخانه مشکلات وناراحتی های جسمانی و عضلانی و … است که به بچه ها بیاموزند که اگربا مشکلی درفضای مجازی رو به رو شدند با آنها درمیان گذاشته وبه هیچ عنوان مشکلات را با دوستان آنلاین خود که غریبه اند مطرح نکنند.

– غنی سازی برنامه های فراغت دانش آموزان متناسب با شرایط سنی شان که دراین خصوص برنامه ریزی آموزش وپرورش را می طلبد که تا با مهیا کردن برنامه های اوقات فراغت متناسب با شرایط سنی، دانش آموزان شور و شوق درآن برنامه حضوریابند ونسبت به دورهم بودن وبالا بردن مشارکت های اجتماعی آنها ازحضورشان درفضاهای مجازی کاسته شود.

دوران بلوغ درمعرض آسیب های بیشتر

وقت گذرانی بدون کنترل دانش آموزان درفضای مجازی منجربه ایجاد هویت کاذب و زودگذر برای آنها می شود.متاسفانه درسال های گذشته دانش آموزان ازفضای مجازی استفاده بی رویه می کنند و همین موضوع منجر به انزوای دانش آموزان شده است.

این هویت کاذب و زودگذر تصویری غیرواقعی برای افراد ایجاد می کند و منجر به این می شود که افراد در تلاش و تکاپو برای حضور بیشتر در شبکه های اجتماعی شوند؛ چرا که در فضای مجازی بیش از آنکه هویت برای فرد مطرح باشد، دانش آموز سعی در ارائه افکار و علایق و اندیشه های خود دارد که این خود بسیار خطرناک است.
اما آنچه درباره گرایش به شبکه های اجتماعی در بین جوانان و نوجوانان و به ویژه دانش آموزان مهم به نظر می رسد این است که این قشر از جامعه به دلیل شرایط سنی که دارند از آسیب پذیری بسیار بالاتری برخوردارند و افرادی که دوران بلوغ را طی می کنند بیشتر از هرگروه دیگری در معرض آسیب هستند.

0 Comments

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

تمام حقوق مادی و معنوی این سامانه متعلق به QTalent می باشد

Log in with your credentials

Forgot your details?